خط داستانی
ژوزف ون درائوبسِر از خاندان اشرافی ثروتمند است. او از آرامش بیهوده راضی نیست و بلند پرواز است و تلاش می کند نقاشی خوب شود. خانواده او و به ویژه برادرزاده اش لئونید که می توان او را همزاد او دانست، فکر می کنند او دچار جنون شده است. فابیان کاباناس، نقاش مشهور، از زندگی خود ناراضی است. آپیون هرشت، پستیبان و رمال، جلساتی در وقت فراغت برگزار می کند و به فابیان در یافتن بدنی نو کمک می کند. و همچنین Joseph نیز از این جلسه سود می برد.