شوت شانس
The Lucky Shot
کلارک، منشی جوان حمل و نقل، به خاطر از دست دادن شغلش ناامید شده و نمیتواند شغل دیگری پیدا کند. او به سمت غرب میرود و به مادرش قول میدهد که وقتی شغل مناسبی پیدا کرد، برای او نامه میفرستد. اما او به جمعهای بدی میافتد. او در ابتدا در جستجوی طلا کار میکند اما موفق نمیشود تا اینکه در نهایت شغلی در یک معدن پیدا میکند.