هر از گاهی مردی احساس میکند نیاز دارد به سوی دریا رانندگی کند و گودالی در شن حفر کند. مجهز به کلاه قرمزش، تیشرت کهنه و زردرنگش و بیلش، با اشتیاق و فداکاری کار میکند. رهگذران درباره گودالی که مدام عمیقتر میشود از خود سؤال میپرسند. چه چیزی این مرد را برمیانگیزد و چه زمانی پایان مییابد؟