در میانه آمادهسازی آپارتمانش برای زندگی میرا با او، لوک به سووالبارد فرار میکند. در حالی که مست از یک «اکتبرfest» قطبی بیرون میآید، لوک با مایک، غریبهای که در یک کلبه دورافتاده در بیابان قطبی زندگی میکند، ملاقات میکند. مایک به طرز مرموزی در میانه گفتگو لوک را رها میکند. کنجکاو، لوک تصمیم میگیرد مایک را پیدا کند. در این مسیر، او با اینگرید، معلم نروژی، ملاقات میکند. لوک به دنبال ردپای مایک میدود که همچنان غیرقابل دسترس و ناپایدار است، لوک در حال شکار سایهای از خود است.