او تنها نیست
She's Not Alone
آنا تنها زندگی میکند. با سگش آتا بیرون میرود تا پیادهروی کند، اما صدایی از جنگلها او را میترساند و تصمیم میگیرد به خانه بازگردد. در آن شب دیرهنگام، به نظر میرسدSomething به او نگاه میکند.