خط داستانی
اهالی فرقه ای اهریمنی بوزینی بزرگ پا را به وجود می آورند تا از کوه ها به دامان قربانیان بی گناه برود. با این حال وقتی کلود به وسیله این موجود مورد حمله قرار می گیرد نفرین بزرگ پا به او منتقل می شود و کلود شب ها به هیولایی پرمو با دندان های تیز تبدیل می شود و عطش خون دارد. تنها قدرت یک راهبه آموزش دیده در طرد ارواح می تواند امیدی برای رهایی کلود از این کابوس باشد اما شاید خیلی دیر شده باشد.