جراح
The Surgeon
یان تونگ وانگ، پزشکی با ترس از آتش و کابوس های مکرر سوزاندن زنده، به مبارزه با جهل همکارانش در باره معنای مرگ بالینی میپردازد پروزوتا کیم کوک دوست دوران کودکی وانگ چندین بار تلاش به خودکشی می کند و آن دو در مدت اقامت کوتاه در بیمارستان با یکدیگر پیوند می خورند در حالی که دوست دختر وانگ از بی حسی ناگهانی در بازویش رنج میبرد