اکروباتها
Acrobats
شهر فریبنده توکیو زمینهای جذاب برای سه نفر است. مردی از کار اخراج شده و شرم برای او بار سنگینی است. هر صبح مراسمی تکراری را انجام میدهد. او برخاسته، لباس میپوشد و به سوی شغل غیرواقعیاش میرود. او با دروغش در کنار خود میگردد. ایکو در یک فروشگاه ۲۴ ساعته کار میکند. روزها و شبها بدون احساس جز باز شدن و بسته شدن صندوق میگذرد. مردی وارد زندگیاش میشود و رابطهای آغاز میشود تا بخشی از خلاء زندگیشان را پر کند. گروه راک نیز در حال فروپاشی است. پس از آخرین تمرین، گیتاریست تصمیم به ترک میگیرد اما به پذیرش آن تن در نمیدهد. سه داستان روزمره — سه زندگی گفته میشود.