اوی!
Oy!
اودای، یک تاجر ثروتمند، عاشق دختری ساده به نام ساندیا میشود. او متوجه میشود که ساندیا به بیماری لاعلاج مبتلاست اما همچنان به او نزدیک میشود و به او میآموزد که هر لحظه از زندگی کوتاهش را غنیمت بشمارد.