قطار آبی یک کمدی نوجوانانه صربستانی است که درست پیش از درگذشت تیتو بازرگانی دبیرستانی در belgrade زندگی عادی خود را تا پایان سال تحصیلی سپری میکنند. بهار آرام است و آنها انتخابات «شاهزاده بهار» را برای زیباترین دختر مدرسه برگزار میکنند. وجیلاو در عشق به آنیسا است، دوستی از کلاس. در حالی که بهترین دوستش او را از برگزاری انتخابات ملاث میکند تا قلب آنیسا را به دست آورد. میلنـا به ویوجیسـلاو دل باخته و میخواهد نقشه او را خراب کند. پس از درگذشت استاد مارکسیسم، در مدرسه استاد جوان و جاهطلب جدید بوژیکویس است که به شکل غیررسمی و با جذابیت خود، نظر دانشآموزان خاصه دختران را جلب میکند. بوژیکویس آتنا را دوست دارد و این را در کلاس نشان میدهد. آنیسا و ویوجیسلاو قدردانی نمیکنند.