خط داستانی
مامی لنگ کیرکلند هنوز شب 1915 را به یاد دارد که ترس خانهاش در الیسویل، میسیسیپی را پر کرد. خانوادهاش مجبور شدند در تاریکی از جمعیتی که مصمم به اعدام پدرش و دوستش بودند، فرار کنند. خانواده مامی نجات یافت، اما دوست پدرش، جان هارتفیلد، نجات نیافت و یکی از وحشتناکترین اعدامها را تجربه کرد. مامی قسم خورد که هرگز به میسیسیپی بازنگردد - تا اکنون. پس از یکصد سال، فرزند کوچک مامی، فیلمساز، تارابو بتسرای کیرکلند، او را به الیسویل میبرد تا داستانش را بگوید، به یاد کسانی که قربانی ترس از خشونت نژادی شدند، ادای احترام کند و گواهی بر شجاعت و امیدی که بسیاری از نسل او را تجسم میکند، بدهد.