خط داستانی
در حالی که منصور با خوشحالی در ساحل فوتبال بازی میکند، پدرش قربانی تیراندازی بین قاچاقچیان مواد مخدر و پلیس آب میشود و با یک گلوله سرگردان کشته میشود. از آن پس، این پسر باهوش مسئولیت مادرش را بر عهده میگیرد. رویای او این است که یک کافه در جزیره هرمز ایران باز کند، جایی که او و پسرش زندگی سادهای را سپری میکنند.