هرگز برای عشق دیر نیست
Never Too Late for Love
آستولفو، یک استاد بازنشسته که از آپارتمانش بیرون رانده شده، تصمیم میگیرد به یک کاخ قدیمی و ویران، آخرین باقیمانده از میراث خانوادگیاش در یک روستای دورافتاده در آبروتزو، که سالهاست به آنجا نرفته، نقل مکان کند. به زودی، به عنوان یک تازهوارد، با یک ولگرد، یک سرآشپز بازنشسته و یک تعمیرکار جوان دوست میشود. این چهار نفر به طور هماهنگ در خانهاش زندگی میکنند تا اینکه با استفانی، زنی جذاب و سخاوتمند همسن خود آشنا میشود. آستولفو عاشق میشود و با احساساتی که فکر میکرد به گذشته تعلق دارند، دست و پنجه نرم میکند. با تشویق گروه وفادارش، آستولفو قدمی شجاعانه برمیدارد و با خوشحالی میآموزد که هرگز برای عاشق شدن دیر نیست.