خط داستانی
رامن عضو گروه تروریستی است که باید یکی از چهار بمب را روی قطار به سمت غرب بگذارد. در همان ایستگاه و زمان حمله، ورونیکا، مادری تنها پسرش جابی را به مدرسه می برد. آنها در یک ساختمان زندگی می کنند اما یکدیگر را ندیده اند تا سرنوشت آنها را در آسانسور به هم می رساند