یک درام کوتاه با حالوهوای کمدی که در پراگ اتفاق میافتد. سیمون ۲۶ ساله در حال گذراندن یک طلاق پرفرازونشیب است. وقتی میفهمد یوهانا، دوستدختر سابقش که هنوز دلتنگ اوست، با یک زن ترنس شروع به رابطه کرده، ماجرا جالب میشود. در ابتدا بهترین دوستش، یاکیم، با برگزاری پارتی و ارائه مواد مخدر و الکل از او حمایت میکند، اما بعد خودش یک دوستدختر پیدا میکند و عاشق میشود و سیمون را تنها میگذارد تا به تنهایی از پس شرایط برآید. در یک شب دیوانهوار سال نو، سیمون تصادفی به یک بار همجنسگرایان میرسد؛ بعداً، در حالی که منتظر مترو برای بازگشت به خانه است، نقشهای برای سروسامان دادن به اوضاع میکشد.