شکارچیان گنج
Treasure Hunters
اریک، پسری دوازده ساله است که تقریباً به اسکیتبرد addicted است. خانواده او در آستانه بحران است. پدرش در حال از دست دادن کارخانه شیشهای است که در آن کار میکند. از آنجا که مشکلات هرگز به تنهایی نمیآیند، اریک با یک باند محلی به مشکل میخورد. در حین فرار از آنها، با یک پیرمرد ملاقات میکند که افسانه گنج پنهان هیدالگو را برایش تعریف میکند. اریک و دو دوستش، آندریا و عمر، به گواناخواتو سفر میکنند تا گنج را پیدا کنند، اما با ناتان پیکت، یک قاچاقچی هنر مقدس که به دنبال همان گنج است و حاضر به تقسیم آن نیست، روبرو میشوند.