Ek Din... Achanak
فیلم دین روزگار... اتفاقی
به محض اینکه دویرا موهارای اهل مالبار هیل خانه را ترک میکند، همسرش پریانکا بیهوش میشود. هنگامی که به حواس میآید، در صندلی بستہ است و مردی کثیف با تفنگ او را روبهرو میبیند و میگوید مأمور قتل او را برای کشتن او استخدام کردهاند. قاتل که پرتم کومار چاتوروی دارای تماس تلفنی با دکتر بند پاداهایاست به قتل او اصرار نمیکند و به مزاحمت در اتاق خواب میپردازد. پریانکا با او روبهرو میشود، او ادعا میکند کسی را برای کشتن او استخدام نکرده و میگوید قاتل یک پشتکننده است که میخواهد پولشان را بگیرد. سوال این است که پریانکا در چنین شرایطی به چه کسی اعتماد میکند؟