خط داستانی
شصت سال پیش، در گوشهای ناشناخته از آفریقا، تنها بازمانده یک سقوط هواپیمای سبک یک پسر بچه بود. شاید معجزه بقا او به او هدیه «بینش» را داد و او به یک سانگما تبدیل شد، بیننده قبیله کووکی، که آرزوهای «خدای بزرگ» را از طریق پرتاب استخوانها تفسیر میکند. به همین دلیل نامش «استخوانها» است. امروز، در سن بالا اما هنوز سالم در ذهن و بدن، مأموریت او انتقال حکمتش به پسرش، ماثامبو، و راهنمایی او به سوی مردانگی است - مأموریتی که به دلیل شخصیتهای وسواسی هر دوی آنها محکوم به شکست است.