مهتاب روایتگرِ زنی به نام مون است که در آستانهٔ ازدواج با یک تاجر است. برای درمان نزدیکبینی پیش از روز ازدواج، او عمل جراحی چشم انجام میدهد که باعث نابینایی سه روزهاش میشود. در عین حال او با خواهرش یان در خانهای دورافتاده و آرام میماند که سه سارق به خانهشان حمله میکنند. با بهبودی تدریجی بینایی، مون سعی در نجات خود دارد اما متوجه میشود ممکن است همهچیز برایش طراحی شده باشد.