خشکسالی
The Drought
جونا پیری اهل بروکلین مجبور است به روال روزانه اش به عنوان فروشنده چتر در یک تابستان خشک فکر کند او با بار مالی اصرار به ادامه شغل رو به زوال دست و پنجه نرم می کند و در عین حال در خانه در آپارتمان ساکت و تنها به دنبال شادی است با کمک خاطراتش جونا باید تصمیم بگیرد آیا باید تجارت خانوادگی را کنار بگذارد یا برای زنده ماندن در برابر خشکسالی تلاش کند