خط داستانی
فیلم در לאורך سالها مردانی را دنبال میکند که به اندازه پدرشان که هنگام مرگش به او رسیده بود، به سن میرسند. در میان این مردان سایریل رینو، پسر فیلمساز رنوارد ویکتور، که بار کار نیمهتمام را به دوش دارد، و سیریل کسمز، رودوشی آکروباتی که کار با حیوانیت را به شیوهای برای حفاظت و بقا تبدیل کرده است، حضور دارند. این فیلم پژوهشی دربارهٔ اندوه در طولانیمدت، داستانی از پدران و پسران است، اما همچنین داستانی از مادران و پسران. وقتی پدر رفته است، رابطه با مادر تغییر میکند. فیلم دو فصل دارد. یکی به بررسی شدت از دست دادن و تروما میپردازد و دیگری به گشودن آینده، تحول، تولد دوباره، اکنون که این مردان از پدرشان فراتر رفتهاند و اجازه میدهند زندگی کنند. مرد سومی به نام لوپ نیز به آنها میپیوندد. او نیز پدرش را از دست داده و «پدر بودن به نوبت» راهی برای حرکت به جلو بوده است.