داستان کوچک جادوگر
El pequeño mago
یک کشتی دزدان Norman به بارانداز شهر کوچک گالیسین Tuí میپیوندد تا روستا را غارت کند. بیئتو دوبیدوسو، کودک نه ساله، با نیروهای جادویی شگفتانگیز خود، آنها را از شهر اخراج میکند. خبر معجزه مانند آتش در سراسر منطقه پخش میشود و از آن به بعد به عنوان «جادوگر کوچک» شناخته میشود. همراه با دوست بیتردیدش دستریزا، او به ماجراهای بیپایانی میرود و با اسقف خوآن، ارباب شهر رو به رو میشود که او را به عنوان ترسو به وندالهایش نشان داده است. آیا جادوگر کوچک در ماجراهایش امن خواهد ماند؟