خط داستانی
حسین بازرس غذای صادقی است که به قاهره سفر می کند و در اتاق کوچکی روی پشت بام زندگی می کند؛ او اضافه کاری می کند و بازرگانان فاسد تلاش می کنند او را با رشوه فریب دهند اما ناموفق می شوند و او را برای تمام عمر به زندان می اندازند اما فرار می کند و به دنبال معشوقه اش ردع می رود تا با فریب دشمنان بی گناهی حسین را ثابت کند.