خط داستانی
مردی در قایق کوچک به جزیرهای در رود پرانا میرسد او به سوی مکانی میرود که زمانی خانه یا روستای کوچکی بوده اکنون هیچ چیز نیست نشانه هایی از چیزی قدیمی و گمشده مکان تولد او حضورش باعث نمایان شدن چیزهای در مکان متروک میشود خانهها میزها حیوانات و کایان ها به زودی دیگران به جزیره میرسند همسرش پدرش دوستانش و فرزندانش این دیدار انسان با عزیزانش است با مردگان پرندگان موسیقی رودخانه و درد او