وینسنت، ماری و پسرشان تازه از پاریس به مزرهایی نزدیک یک شهر کوچک در جنوب فرانسه نقل مکان کردهاند. او معلم تاریخ و جغرافیاست که به زندگی آرامتری و بازگشتی به طبیعت امید دارد. همسرش که پیانیست بینالمللی مشهور و به رغم سن کمش بازنشسته شده، تصمیم دارد با او همراه شود اما تقریباً بیمیل است. از همان آغاز، تیبو، یکی از شاگردان وینسنت، به خانوادهاش نفوذ میکند و به مرور زوجی که اکنون آرزوهایشان دور به نظر میرسد از هم میپاشد. اما نیتهای تیبو به هیچ وجه از عشق نشئت نمیگیرد و او برای دستیابی به هدفش هر کاری خواهد کرد...