پولیس با کفن پاکدستی به نام پریمگوگو با رذالت های اجتماعی می جنگد او سپس برای نفوذ به دنیای زیرزمینی با دزدی ماسک به پوشش در می آید دشمنان بد می خواهند بفهمند که پریمگوگو همان فرمانده پلیس است و این می شود سبب می شود همگی علیه او متحد شوند در این فرایند نبردی هیجان انگیز بین خوب و شیطانی رخ می دهد پریمگوگو در نبرد با بی عدالتی از سوی دیوا کمک می بیند که به او عاشق می شود