خط داستانی
آملیا با تردید به دنبال رویای شوهرش برای رفتن به غرب در طول طلا در کالیفرنیا در سال 1848 میرود. تصمیم عجولانه او برای رفتن جلوتر از کاروان منجر به مرگش به دست سرخپوستان میشود، اما آملیا زنده میماند. او در یک بیابان که هرگز نمیخواست در آن سفر کند، باید با تقریباً هیچ مهارت یا منبع بقا به دنبال تمدن بگردد.