خط داستانی
سازنده قایق هلن برودی و نماینده بیمه لیام شاو نمیتوانند بیشتر از این متفاوت باشند - حداقل در نگاه اول. با این حال، سرنوشت آنها را به هم میرساند. وقتی شوهر هلن، جوناه، پس از طوفانی در دریا گم میشود، لیام قرار است یک سال بعد بیمه عمر او را پرداخت کند. اما ابتدا باید جوناه به طور رسمی مرده اعلام شود. با این حال، شک و تردیدهای فزایندهای وجود دارد که آیا او واقعاً مرده است یا نه. برای کشف حقیقت درباره ناپدید شدن جوناه، هلن و لیام باید با هم همکاری کنند و رد پای جوناه را دنبال کنند. در این حین، آنها نه تنها به حقیقت نزدیکتر میشوند، بلکه چیزهای بیشتری در مورد یکدیگر کشف میکنند و عاشق هم میشوند. اما درست در لحظهای که هلن میتواند بالاخره از جوناه رها شود، او دوباره ظاهر میشود. هلن با یک معضل مواجه میشود که او را به مرزهای احساسیاش میکشاند.