خط داستانی
زندگی آدلین نلسون زمانی به طرز چشمگیری تغییر میکند که او خانه پدر مرحومش را به ارث میبرد، جایی پر از خاطرات و رازها. در حین استقرار در آنجا، رویدادهای عجیب و غیرقابل توضیحی آغاز میشود که درک او از واقعیت را به چالش میکشد و او را به مرز جنون میکشاند. بهترین دوستش، سیندی، در این سفر نگرانکننده به او کمک میکند، در حالی که هر دو در یک شبکه از شک و ترس گرفتار میشوند. با گذشت هر روز، مرز بین دوست و دشمن محو میشود و خطرات افزایش مییابد زیرا یک سری مرگهای مرموز در اطراف آنها رخ میدهد. آنها باید این مسیر خطرناک را طی کنند و حقایق پنهان را کشف کرده و با نیروهای ناشناختهای که جانشان را تهدید میکند، روبرو شوند.