خط داستانی
در هسته این خاطرات، کیسی، یک زن جوان پرشور از میراث پورتوریکویی و آفریقایی-آمریکایی قرار دارد. روحیه مسری و خنده منحصر به فرد او امضای او شد و هر اتاقی را با انرژی و شادی پر کرد. به عنوان یک کودک، شیطنتهای پرشور کیسی پیشدرآمدی بر قدرت آیندهاش بود؛ او بعدها به عنوان یک عضو قوی نیروی هوایی ظاهر شد. یادآوریهای مادر، پدر، خواهر، دوست دوران کودکی و همرزمایش، جوهره کیسی را به تصویر میکشد، از خندههای مسریاش تا لحظات cherished او زیر غروبهای افغانستان. هر خاطره گواهی بر زندگی پرشور اوست. اما وقتی در میانه جنگ، یک هواپیما سقوط میکند و جان کیسی را میگیرد، دلشکستگی به سراغشان میآید. در حالی که با این فقدان ویرانگر دست و پنجه نرم میکنند، عزیزانش بین ناامیدی و انکار نوسان میکنند و گاهی به کار یا آغوش بیاحساس الکل پناه میبرند. با این حال، در حالی که به طور جمعی سوگواری میکنند، در خاطرات مشترکشان از روح درخشان کیسی آرامش مییابند.