خط داستانی
زکا تلاش میکند صبح زود برخیزد تا اتوبوس را بگیرد و یک و نیم ساعت بعد به مدرسه شهر همسایه برسد، جایی که به عنوان کتابدار کار میکند. برخاستن سر صبح دیگر دشوارتر میشود: چیزی مانع ادامه روال او میشود. روزی زکا با لویسا روبهرو میشود.
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
زکا تلاش میکند صبح زود برخیزد تا اتوبوس را بگیرد و یک و نیم ساعت بعد به مدرسه شهر همسایه برسد، جایی که به عنوان کتابدار کار میکند. برخاستن سر صبح دیگر دشوارتر میشود: چیزی مانع ادامه روال او میشود. روزی زکا با لویسا روبهرو میشود.