خط داستانی
دو دوست، دارما اپراتور لیفت و هامید فروش ذرت، خانهای کنار دو دختر به نامهای نُورا و نُورلیا را اجاره میکنند. مجردان سعی میکنند از طریق کارهای خندهدار با دختران آشنا شوند. ابراهیم صاحب خانه، زنی چاق دارد. در ابتدا دارما و هامید با ابراهیم سازگار نیستند، سپس با هم دوست میشوند اگرچه گاهی سرکش میشوند. مجردان رویایی برای ثروتمند شدن از طریق قمار دارند و دارما همیشه هامید را پشت سر میگذارد تا صبرش را حفظ کند.