پس از یک کابوس ترسناک و عمیقاً آزاردهنده، مادر خانهدار تیلور با وحشت بیدار میشود و مطمئن است که رویدادهای وحشتناکی که در خواب دیده هرگز نباید به وقوع بپیوندند. در حالی که برای روز جابجایی آماده میشود، تنش با شوهرش، توماس، و پسرش، مایک، تنها ترس او را بیشتر میکند. اما وقتی جزئیات عجیب کابوسش در واقعیت شروع به ظهور میکند، تیلور ناامید میشود تا مسیر رویدادها را تغییر دهد و هر کاری در توانش باشد انجام میدهد تا از تحقق بدترین ترسهایش جلوگیری کند.