خط داستانی
مارکو که کمی سردرگم است به دوستش در محل کارش در مرکز اضطراری کمک می کند تا او را به جای او جایگزین کند اما هنگام امدن به محل کار زن جوانی در بن بست گرفتار است او در اتاقی که خوابیده است به یک حمله اضطرابی دچار می شود مارکو تصمیم می گیرد به به او کمک کند اما وقتی می رسد زن جوان به هوا می رود و این آغاز جستجوی شگفت انگیز او برای یافتن این غریبه مرموز در پاریس در شب روز ولنتاین است