خط داستانی
پس از تصادف جدی همسرش آنارا، مکس به دنبال پاسخهایی در پشت façades براق فرانکفورت میگردد و در یک دور باطل از توطئه گرفتار میشود. آنارا کما است اما زنده است. پلیس مشکوک است که ماشین او دستکاری شده است. مکس مشکوک است که همکار و رقیبش پاتریک در این قضیه دخالت دارد. او به همراه پاتریک و همکارش ساسکیا، نرمافزاری را به یک شیخ قدرتمند ارائه میدهند. مکس از همه طرف تحت فشار است - حتی شیخ ممکن است بخشی از توطئه باشد. ساسکیا آخرین همپیمان اوست، اما او باید خسارت را محدود کند تا از فروپاشی معامله جلوگیری کند. همه رشتهها به یک کلاب مرموز منتهی میشود و مکس باید اقداماتی شدید انجام دهد تا زندگی کاملش را دوباره به دست آورد.