خط داستانی
نویسنده افسانهای به نام یونگه زندگی ملالتبار و بیجان دارد هرگز نتوانسته به اتاقی که همسرش دوست داشت در آن نقاشی کند وارد شود زیرا هنگام ورود دچار تنگی نفس میشود روزی صدای عجیبی از اتاق شنیده میشود و با شجاعت در را میگشاید در اتاق گربهای نزدیکی است که جون رازآلود درون اتاق پنهان کرده و همچنین رابان نجار که برای تعمیر سقف میآید پیشنهاد میدهد این اتاق رهاشده به اتاق گربه تبدیل شود یونگه چه خواهد کرد