خط داستانی
اگر جهان خطی داشت، شاید به چیزی شبیه گوشه دورافتادهٔ شمالی هند میمانست؛ جایی که سانتوش و راجی زندگی میکنند و از درگاههای فرسوده جادهها اخذ عوارض میگیرند. کار و انتظار بیپایان با هم در هم میآمیزند. با قدرت عشق بندبند شدهاند، اما همچنین به دلیل نیاز مداوم به حرکت برای یافتن کار، در جستجوی خوشبختیاند که در جای تازه در انتظارشان است… تا اینکه روزی فاجعهای ناگهانی زندگیشان را برهم میزند.