خط داستانی
گابریل جوان نگران فراموش کردن چهره پدر مرحومش است؛ ایزابل، یک مادر تنها، نگران پسرش و چگونگی تأمین مخارج زندگیاش است؛ فیرمینو پس از از دست دادن باغش که آن را دروازهای به کیپ ورد میدانست، در مورد حس تعلقش سوال میکند. زندگیهای گابریل، ایزابل و فیرمینو در "آخرین برداشت" نونو بوانتورا میراندا به هم پیوند میخورد. میراندا پرترهای بین نسلی از یک جامعه و دیاسپورای کیپ وردی در لیسبون ارائه میدهد که با سوالات هویتی و longing مشترک برای ارتباط دست و پنجه نرم میکنند.