خط داستانی
باد بهاری هاوایی دو بزرگسال بیست و چند ساله را دنبال می کند که پس از آشنایی در تعطیلات در هاوایی، دو سال است که با هم زندگی می کنند. آنها به نظر خوشحال هستند اما اختلافی نهفته وجود دارد. پیتر هندا، تصویرگر، و اری تودانی، برنامه ریز، دلشان برای بچه دار شدن است اما اری بچه دار شدن را نمی خواهد و ازدواج را نیز لازم نمی داند. خوشبختی شان بتدریج فرو می ریزد و در نهایت اری برای «فکر کردن درباره چیزها» از کنار می رود. ویراستار پیتر، ریکو، که می پرسد آیا او بهتر از پیتر است برای او، دلیل درونی امتناع اری را کشف می کند. پیتر باید تصمیمی بگیرد. آیا او باید اری را بدهد تا خانواده ای داشته باشد یا به احساسات او تن دهد تا با او بماند؟ پاسخ ساده ای وجود ندارد.