خط داستانی
کمال با بیوه ثروتمند آلیا و برادرزنش زکی ملاقات میکند و با سعید که دقیقاً شبیه او به نظر میرسد رابطهٔ خود را تقویت میکند زکی از کمال میخواهد از صندوق امن شرکت مبلغی بزرگ بیرون بکشد تا شریک یکی از معاملاتش شود اما متوجه میشود که او کلاهبردار است