پس از تشییع پدرش، لی وو سانگ می فهمد تیم دوییاش منحل شده است. وقتی به دانش آموزی عادی تبدیل می شود هر چیز او را به روبه رو شدن با واقعیت وادار می کند و با نفس های نامطمئن می دود تا صدای پاهای سونگ جائه من که پشت سرش می آید و به محبوبش آرامش می بخشد را می شنود.