خط داستانی
لس آنجلس، دههٔ هشتاد میلادی، روزا زنی است که به گروهی از جوانان میپیوندد که از پرتغال پس از انقلاب ناامید شدهاند. بخشی از سازمان مخفی چپ رادیکال هستند و دیدگاههای سیاسی و زندگی روزمرهای دارند که آنها را به هم نزدیک میکند؛ اما ایدئالیسم آنها با تغییرات کشور و عملیات پلیس عظیم در برابر آنها برخورد میکند. فرار در جادهای بیپایان با بازگشت و راهی برای پیش رفتن وجود ندارد و وجودشان از دزدیهای بانکی، بمبها، دوستیها، زندان، عشق و مرگ ساخته شده است. در تله، تنها گزینهٔ آنها این است که به فرار ادامه دهند تا دستگیر یا کشته شوند.