این شب کریسمس در تینسلتاون است و سین-دی دوباره به محله برگشته است. پس از شنیدن اینکه دوستپسرش که دلالش نیز هست، در طول ۲۸ روزی که او در زندان بوده، به او وفادار نبوده، این دختر کارگر و بهترین دوستش، الکساندرا، به یک مأموریت برای کشف حقیقت شایعههای رسوایی میپردازند. سفر پرهیجان آنها آنها را به زیر فرهنگهای مختلف لس آنجلس میبرد، از جمله یک خانواده ارمنی که با عواقب خیانت خود دست و پنجه نرم میکنند.