خط داستانی
پاشا هرگز عاشق نشده است، اما یک کلوپ شبانه به ارث برده دارد که بدهی دارد و نمیتواند آن را بفروشد. پاشا نمیتواند ادارهاش کند و همچنین نمیتواند آن را بفروشد—این تنها چیزی است که از والدین خود به جا مانده است. پاشا همچنین دوستی به نام لتیا دارد که صبورانه انتظار میکشد تا احساساتش بالاخره گرم شوند. و وقتی لتیا به دوستش الْیسا معرفی میکند، آلیسا مسئولیت خاطرِ از دست رفتن احساسات پاشا را بر عهده نمیگیرد؛ او نخستین کسی است که احساسات پاشا را میشکند و زندگی او را به دیوانگی واهشی میکند.