سلطان، درامِ صحنهٔ تنها بندر استانبول، داستانی از زنان، قدرت، رقابت و همبستگی را روایت میکند. داستانی تازه از ترکیه که در آن زنان قربانی نیستند، بلکه جنگجو هستند و میآموزند که شاهزادهٔ خوشقیافه اغلب هیولای اصلی است و نجات آنها فقط از طریق یکدیگر است. مِرال، ملکهٔ طولانیمدت تنها کلوبِ استرپ استانبول به نام سلطان، دختری است که رقصندهٔ بااستعداد بلاروسی به نام آنا را زیر بال و پر خود میگیرد. اما به زودی میفهمد که رقیبی قدرتمند ایجاد کرده که او را کنار بگذارد و نبردی بیرحمانه قدرت بین این دو زن شکل میگیرد.