وانیا، خلافکار سابق بانکی، از زندان طولانی آزاد می شود. با افزایش احساس تنهایی، وانیا به دنبال کار و هویت جدید می رود. برخلاف همه چیز شانس می آورد و در یکی از مسابقات اسب دوانی کارآموزی می گیرد. در اصطبل با نوجوان مضطرب اما ملاقات می کند و دو زن رابطه دوستی محکمی برقرار می شود. وقتی Emma بیشتر در دام مصرف مواد می رود، وانیا تصمیم می گیرد او را نجات دهد