اینهی ثالاتا واروالا
Ennai Thalatta Varuvala
داستان درباره ارتباط ونیلا با سه مرد در زندگیاش است. ساتیس در یک مسابقه دانشجویی برنده میشود و هدف خشم ونیلا خودخواه است. او در لحظهای خشم به او ادای عشق میکند تا با او ازدواج کند و سپس در شب ازدواج او را ترک میکند. این ماجرا جوان آرام دل را شوکه کرده و او را به بیمارستان و کما میکشاند. سانتوش، تازه وارد کالج که ونیلا را برای بازیهای یک بالا بردن هدف میکند تا انگیزهٔ او را سردرگم کند. و آمَر، نامزد او از خارج که بعداً پی میبرد که او روانپریش است.