خط داستانی
داستان درباره یک جوان به نام مارکیس است که پس از از دست دادن هر دو والدینش، توسط مادربزرگش بزرگ میشود و این موضوع باعث میشود که به وجود خدا شک کند. به دلیل شرایط سخت، مارکیس بین زندگی جرم و جنایت با پسرعمویش دی-راک و دنبال کردن آرزوهای نویسندگیاش دچار تردید میشود. در نهایت، یک حادثه تراژیک او را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد و او مجبور میشود بین خوبی و بدی انتخاب کند.