تلاش برای بازگرداندن یعاری از فروشنده زن٬ مدیر فروشگاه او را به کمبود متهم می کند و سپس به عنوان ناجی عمل می نماید. در نتیجه او به افسردگی شدید افتاده و نسبت به مردم دلسرد می شود. اما زمانی می گذرد و با خلبان نیروی دریایی آشنا می شود و با او کابوس را فراموش می کند.