همانگرایی
Inertia
مِرا سگال با فریادی روزصبحی wakes up می کند و متوجه می شود همسرش ناپدید شده است. پلیس پرونده فرد گمشده ای را باز می کند و به او می گوید صبر کند. با گذشت هفته ها به ماه می رسد و مِرا به جستجوی او ادامه می دهد در حالی که به دنبال تمایلات خود و احساس گناهِ نخواستن او باز می گردد.